
دلم شوره زاره
دلم سنگ ساره
نیازم به عشق تو دیوونه واره
یه خاکی نشستم
من از ناز چشمات
که حتی بهشت خدا هم نداره .
شرابی به من داده طرز نگاهت
که تا خون تو رگهای من باشه مستم .
نپرس از من و حال و روزم عزیزم .
نمی دونم که حتی کی بودم
کی هستم !!!
خیالت شب و روز رو از من گرفته
که حتی نمیزاره بی تو بمیرم .
یه عمره که من بی قراری کشیدم .
که یک شب تو آغوشت آروم بگیر م .
دیدی غزلی سرود ؟
عاشق شده بود . . .
انگار خودش نبود
عاشق شده بود . . .
افتاد ، شکست ، زیر باران پوسید
آدم که نکشته بود !
عاشق شده بود .
دوستی با هر که کردم خصم مادرزاد شد
آشیان هر جا نهادم لانه ی صیاد شد

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبوره تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
خب مثل اینکه از کوچه علی چپ در اومدم .
بلاخره با خودم کنار اومدم یه تصمیم گرفتم و می خوام روش بمونم .
بهترین کار همین بود ، تصمیمم جوریه که هم به نفع خودمه هم اون و هم همه ی اطرافیانم .
تا ببینیم چی میشه ،....... دل رو به دریا زدم و رفتم جلو و حرفامو زدمو حرفاشم شنیدم و به حرفای بقیه هم گوش دادم و تصمیم گرفتم .
تجربه ی جالبی بود .
حالا حالم بهتره ......
سلام
هم خستم هم حالم از همه چیز به هم می خوره !!!
بابا جان چقدر تظاهر ؟ ! چقدر دروغ ؟ ! چقدر تظاهر به خوب بودن در عین بد بودن ؟!
همه بلدن تظاهر کنن که خوبن ولی واقعا خوب نیستن .
یعنی اگه آدم خوب باشه تو عمل خوبه نه تو حرف .
منم می تونم روزی صد بار بگم من خوبم من خوبم ولی با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شه .
به جهنم هر چی شد شد . مهم نیست ، یعنی دیگه مهم نیست ، بزار هر چی میخواد بشه ، بزار بدی کنه و بگه من خوبم .
منم خر ، چشمم که ندارم ، گوشامم که کرن .
اگه با این که من خیال کنم اون خوبه خوشحال میشه ، باشه بهتر از اون نیست .
نمی دونم چی باید بگم ، شایدم واقعا چشمامو گوشام مشکل دارن و اون خوبه ، شاید من بدم که احساس می کنم اون بده ، بد نیست ، بد نبود ، بد شد .
ولی با این حال بازم میگم اشکال نداره شاید ایراد از من بوده .
بعضی اوقات واسه فرار از افکار آزار دهنده باید یا بزنی به دنده ی بی خیالی ، یا به کوچه علی چپ یه سری زد یا اینکه شروع کنی به عر عر کردن که حس خوب و دلپذیر خر بودن بهت دست بده ، بلکه خواب به چشمات بیاد و بخوابی.
فعلا که من تو کوچه ی علی چپ عزیز سر گردونم کی بتونم راهمو پیدا کنم خدا می دونه و بس.
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
عصر اون روز زیر بارون رو بهم برگردون
خاطرات لب ایون رو بهم برگردون
توی فال افتاده بود عاشقمی یادت میاد
فال راست توی فنجون رو بهم برگردون
اون که گذاشتو رفت یه روز سرش به سنگ می خوره بر می گرده
دیگه صداش نکن بزار خودش بیاد دنبالت بگرده

فقط برای دو دقیقه ، کاروان رویاها ایستاد
و بعد تو راه خودت را رفتی و من راه خودم را
داستان قلبهای ما فقط دو دقیقه طول کشید
و بعد تو راه خودت را رفتی و من راه خودم را
آن تو بودی یا پرتویی از نور بود
آن تو بودی یا غنچه ای بود که شکوفا شد
آن تو بودی یا بارانی از رویاها بود
آن تو بودی یا ابر خوشی ها بود که مرا در برگرفت
آن تو بودی یا گلی بود که شکفت
آن تو بودی یا من با دنیای زیبای جدیدی روبرو بودم
تو بودی یا نسیم خوش عطری که وزیدن گرفت
تو بودی یا این رنگهای زیبا بودند که همه جا دیده می شدند
تو بودی یا آن گذرگاه نورانی بود
تو بودی یا آن آوازی بود که در هوا به آرامی زمزمه می شد
این تو بودی که من یافتم یا سرنوشت من بود
این تو بودی یا معجزه ای در فضا بود
به خاطر تو من تمام این روزها را با لبان بسته زندگی کردم
به خاطر تو من تمام این روزها را اشکهایم را فرو بردم
اما در قلبم آتش عشق
همواره برای تو شعله وره – فقط برای تو
زندگی برای من کوله باری از گذشته ها را آورده
و من با رویاهای بی شماری احاطه شدم
حالا بدون هیچ سوالی همه ی جوابهایی را که به دنبالش می گشتم پیدا کردم
نگاه کن برای چه چیزی اشتیاق داشتم و چه بدست آوردم
اما در قلب من آتش عشق
همواره برای تو شعله وره – فقط برای تو
چطور می توانم بی رحمی این دنیا را برایت شرح دهم
من مجبور شدم بدون تو زندگی کنم
و این از بی رحمی دنیاست
عشق من غمگین مباش
روح و جسم من هر کجا که باشم محسور توست .


بدون شرح!!!
منت میذاشت سرم که عاشق دو آتیشتم
و لی تو عشقش یه دل صاف و ساده هم نداشت
كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت
كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت
كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست
با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت
كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان
داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت
كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود
كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت
در پی اثبات یه جرم با عشق و نفرت کشتمش
اما پشیمونه دلم از بابت کشتن اون
از روی اجبار کشتمش
آب روون، نامهربوون ، بده اموون ، پیشم بموون
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانی ات کند
ازم دوری نکن دلم میگیره
نزار این لحظه ها رو غم بگیره
نزار این حس خوب با تو بودن
توی دنیای من آسون بمیره
تو با دلتنگی من آشنایی
تو که عاشقترین عاشقایی
ازم دوری نکن منو نسوزون
نمی دونی چقدر تلخ جدایی
ازم دوری نکن دوری عذابه
دیگه به من نگو که ناگزیری
تموم لحظه هامون مال هم بود
نباید لحظه ها تو پس بگیری
تو که تو این روزا غرق غروری
میگه بازم رسیده فصل دوری
میگی به این ندیدن و دل بریدن
باید عادت کنم اما چه جوری
چرا با من دلت یکی نمیشه
چرا این دلهره تموم نمی شه
نگو تنهایی عاشق قشنگه
نگو تنهام میزاری تا همیشه
بیا پیشم برگرد به من بگو آره
خیلی دوری دل من آروم نداره
خیلی گفتم دوست دارم چندین باره
نمی فهمی نمیدونی ای بیچاره
حالا می خوای بیای پیشم تنها
برام شبو بسپاری به فردا
دستت باشه همیشه تو دستام
جدا بشه دل من از غم ها
می خوای بهم بگی دوسم داری تو
دروغ گویی شده آسون واسه تو
حالا می گم یه چیزی تو گوش کن
رها مرده منو فراموش کن
خیلی پستی حرفات همش هستن دروغ
برو گمشو عروسک بی چشم و رو
چرا بازی کردی با من ای تو پرو
آخ که تو این بازی هنوزم هستی دو رو
فکر نکن شدی واسم مانع
خسته شده دلم از بیگانه
من دیگه نمیشم مانع
حرفات همش هستن یه بهانه
دلت سوخته پشیمونی حالا چرا
کجا بودی رفتی چشام بودش به راه
حرفات تو گوشمه هنوز با اون صدات
خندیدی و گفتی برو با یه نگاه
آرزوم
تو بودی
آبروم
تو بودی
بی دووم
تو بودی
عاشقی مثل تبه
یه درد لامصبه
یه جور مرض
یه ویره
بازی با دمب شیره